روزی که بر روی سکوی موسیقی با سه تار بودم

روزی که بوسیله سه تاری که در دست داشتم، به عمق درون خود فرو رفتم و با هر نوتی که نواختم به دنیای دیگری سفر کردم. در آن لحظه، هیچ چیز مهم نبود جز ارتباط من با موسیقی و احساساتی که از آن بر می‌آمد. با هر ضربه انگشتم مثل اینکه با قلبم متنفر بودم و از نخستین لحظه تا آخرین نوت، دوباره زنده شدم. این سه تار، برای من پنجره‌ای به دنیایی جدید بود که تا آن لحظه ندیده بودم و هر لحظه‌ای که در آنجا بودم، تبدیل به یک تجربه عمیق و شگفت‌انگیز شد.

پاسخ به

×