این داستان: روما و پدرم با بالونها و انگشتها بازی میکنند
این داستان درباره روما و پدرش است که با بالونها و انگشتها بازی میکنند. آنها با هم وقت خود را به سرگرمی و لذت بردن از بازیهای ساده اختصاص میدهند و این فعالیتها باعث ایجاد ارتباط و افزایش احساس علاقه و اعتماد بین آن دو میشود. این داستان نشاندهنده اهمیت ارتباط و انگیزه برای بازی و ارتقای روابط خانوادگی است.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت