شعر آمدی جانم به قربانت ولی چرا از شهریار
این بصیرت شعری عاشقانه است که معنای عمیقی به آن داده است. شاعر از آمدن جان خود به قربانی عشقش یاد میکند اما با این حال سوال میکند که چرا از شهریار این قدر ناخوشحال است؟ آیا شهریار عشقش را قبول نکرده است یا او از عدم حضور او ناراضی است؟ این سوال همراه با اشعار غمگین و پراز شور عشق، خواننده را به عمق احساسات و اندیشههای شاعر میکشاند و نگاهی دیگر به مفاهیم عشق و انتظار ایجاد میکند.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت