طنز زیبای جعفر و عمه ی اصغر
جعفر و عمهی اصغر، جفت عجیب و غریبی بودند. جعفر خندههای بلند و توپ موی بلندی داشت و عمهی اصغر همیشه توی خونه روحیه عروسی داشت. هر کدام با کلی داستان خندهدار و اتفاق عجیب روزمره خودشون، زندگی رو زیبا میکردن. یه روز جعفر و عمهی اصغر تصمیم گرفتن به سفر برن، وقتی برگشتن همه شناختند که یاد خاطرات خندهدار و فوقالعاده اون دوتا خوشسرخت و خوشقلب میمونن.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت