آرزوی حبیب عزیز در شب فوت مرتضی پاشایی به واقعیت پیوست، او مرد

جوانی به نام محمد بود که دل به دختر زیبا و مهربانی به نام سارا داده بود. او برای شب فوت مرتضی پاشایی آرزوی دیدار با حبیب عزیز خود را داشت. در این شب تاریک و پر از حسرت، با ورود حبیب عزیز به زندگی او، به واقعیت پیوست که او مردی است که همیشه به دنبالش بوده اما نمی‌توانسته او را پیدا کند. این لحظه زیبا و پر از شور و شوق، با دست گرفتن دست هم و مهربانی دو عاشق، تبدیل به یکی از خاطره‌های خوب و لحظات خوشبختی زندگی این دو نفر شد.

پاسخ به

×