مهیار علیزاده _ تیتراژ پایانی سریال نیکان
متن تیتراژ پایانی سریال نیکان _ مهیار علیزاده صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو مشرق و مغرب ار روم ور سوی آسمان شوم نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو من گرد ره را کاستم آفاق را آراستم وز جرم تو برخاستم باشد که با ما خو کنی من از عدم زادم تو را بر تخت بنهادم تو را آیینه ای دادم تو را باشد که با ما خو کنی شرب مرا پیمانه شو وز خویشتن بیگانه شو با درد من همخانه شو باشد که با ما خو کنی ای گوهری از کان من وی طالب فرمان من آخر ببین احسان من باشد که با ما خو کنی من گرد ره را کاستم آفاق را آراستم وز جرم تو برخاستم باشد که با ما خو کنی من از عدم زادم تو را بر تخت بنهادم تو را آیینه ای دادم تو را باشد که با ما خو کنی
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت