باب اسفنجی ماشین زمان

خلاصه داستان : یک روز یکشنبه در بیکینی باتم که رستوران خرچنگ تعطیل است اختاپوس می خواهد کلارینت بزند که مثل همیشه باب اسفنجی و پاتریک به شکار عروس دریایی می رود که به اختاپوس می گویند که به شکار عروس دریایی همراه ما بیا و مزاحم کلارینت زدن اختاپوس می شوند که مجبور می شود به رستوران خرچنگ برود و تو یخچال برود که تو یخچال گیر می کند و بعد از و پنج هزار سال بعد یکی در یخچال را باز می کند ‌و به اینکه رفته است سوار ماشین زمان می شود و به گذشته غارنشینان می رسد در همین هنگام ماشین زمان خراب می شود و...

پاسخ به

×