وقتی بابام به مسابقات راک می‌رفت

وقتی بابام به مسابقات راک می‌رفت، همیشه با لباس‌های چرمی و کلاه تاشو جلوی در خانه می‌استاد. او همیشه با یک لبخند بر لب به ما می‌گفت که امشب یک شب پر از جوانبشر، موسیقی و هیجان است. پس از بازگشت، با داستان‌های هیجان‌انگیز از عصر و شور و نشاط عروسی‌های عده‌های زیاد به ما روایت می‌کرد. حتی اگر مسابقه برنده نبود، اما یادگاره‌های خاطره‌ای که داشت، برای همیشه در قلب ما می‌ماند.

دهمین رویداد ملی ایران جان

پاسخ به

×