مرغ و گربه
یه گربه ماده مدتی میومد خونمون که بعد مدتی بهش غذا دادم وبعد اون روز به تموم افراد خونه گفتم که این گربه مال منه وبهش غذا بدین و اذیتش نکنین مدتی گذشت دیدم جهارتا بچه گربه ناز همراه مادرشون که گربه من بود تو حیاط دارن بازی میکنن چون من مادرشون رو تا بحال دست نزده بودم وهمیشه فاصله ای بین مون بود بچه گربه هاهم فاصله شون رو حفظ میکردن یه روز رفتم واسه دخترم یه جوجه گرفتم و اون جوجه با بچه گربه بزرگ شد خیلی بهم الان وابسته هستن رضاقاسمی (شیراوغلی)
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت