زمانی که همه خواب بودند...
در زمانی که همه خواب بودند، شهر به سکوت فرو میرفت و تنها صدای خفه شدن موتورهای خاموش و سوتهای باد همراه با صدای قدمهای گرگها را میشنیدی. این زمان یک فضای آرامش بخش بود که تمام دلخواهها و آرزوها به خواب پناه میبردند و برای لحظاتی جهان میماند.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت