فقط یک عروسک میخواست!
در این داستان ، یک دختر کوچک با شور و شوق برای داشتن یک عروسک زیبا و پرمعنا به پدر و مادرش التماس میکند. اما آنها به او میگویند که فقط یک عروسک کافی نیست و باید به امور دیگری نیز اهمیت بدهد. در نهایت، دختر کوچک متوجه میشود که زیبایی و قدرت عروسکی که میخواست، در واقع در اشتیاق و عشقی که به خودش دارد پنهان شده است.
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید ورود/عضویت